خرید بک لینک
با توجه به شنیده ها مبنی بر حرف و حدیثهای گونان در خصوص علت عدم حضور در جلسات روز یازدهم و دوازدهم شهریور ماه 1395 به استحضار مردم شریف میرسانم که خدا را شاهد و ناظر بر عمل و رفتار و کردار و گفتار خود میدانم که آنچه مد نظر این حقیر بوده
1: عملکرد ناموفق هیئت ریسه شورای شهر در سنوات گذشته که همه جوره اشکالاتی وارد بود ولی کسی اهمیت نمیداد
2: عدم اطلاع از مکاتبات انجام شده با فرمانداری محترم در خصوص مصادف شدن 12 شهریور با روز جمعه و تعطیلی رسمی و تعیین وضعیت خواسته ی آقای مهندس نظر پور که اعلام شکایت نموده بودند و عجولانه برگزار نمودن جلسه انتخابات هیئت ریسه
و اگر بنده غیر از این مد نظرم بوده شرعاٌ مدیون عرایض گفته شده خودم هستم
در پایان برای هیئت ریسه و انتخاب شدگان در کمیسیونها و ...آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم با یک رویکرد نو و خلاقیت جدید برای برون رفت از مشکلات حادث شده ی سه سال قبل شاهد شکوفایی و بهروزی و نوآوری باشیم که مردم ثمره ی آن را ببینند
مزید استحضار افرادیکه خواستار تغییر و تحول در هیئت ریسه و ایجاد تحولات بهتر از سالیان قبل بودیم ناصرمرادی/عزیزشمسیانفر/موسی نیکوکار/فرزانه کردی/اشرف چگنی که خانم کردی و اشرف چگنی به جلسه امروز وارد میشوند و موجب رسمیت یافتن جلسه میشوند و اینجانب ناصرمرادی و حاج موسی نیکوکار و حاج عزیز شمسیانفرد در جلسه حضور نیافتیم چون روال دعوت شدن به جلسه و ابهامات قبلی هنوز برای ما مشخص نشده اند ومن الله التوفیق

عمرو عاص نماینده سپاه شام و معاویه در ماجرای حکمیت از نخستین روز ورود به دومه الجندل، ابو موسی اشعری را به عنوان صحابی پیامبر و بزرگتر از خود احترام میکرد. آنها سرانجام در مجلسی سرّی تصمیم گرفتند علی و معاویه را از خلافت خلع کنند و سرنوشت خلافت را به شورای مسلمانان واگذار کنند.
عمرو عاص از سادگی ابوموسی استفاده کرد و به او چنین گفت:« ما وضع امت اسلام را بررسی کردیم و برای رفع اختلاف و بازگشت به وحدت بهتر از این ندیدیم که علی و معاویه را از خلافت خلع کنیم و امر خلافت را به شورای مسلمین واگذار کنیم تا آنان هر کس را که بخواهند به عنوان خلیفه برگزینند.»

ابوموسی نیز در جمع مردم بر بالای منبر رفت و چنین گفت:« من علی و معاویه را از خلافت عزل کردم.» و از منبر پایین آمد.
آن گاه عمروعاص بالای منبر رفت و گفت:« ای مردم! سخنان ابوموسی را شنیدید. او امام خود را عزل کرد و من نیز در این مورد با او موافق هستم و او را از خلافت عزل میکنم. ولی بر خلاف او، معاویه را بر خلافت ابقا مینمایم. او خونخواه عثمان است و شایستهترین مردم برای خلافت.»

در این هنگام ابو موسی با عصبانیت رو به عمروعاص کرد و گفت:« لعنت بر تو که حیله ورزیدی و گناه کردی. حالِ تو همچون حال سگ است که اگر بر او حمله کنند دهانش را باز میکند و زبان خود را بیرون میآورد؛ و اگر رهایش کنند نیز چنین است.»
عمرو عاص نیز در پاسخ او گفت:« وضع تو نیز مانند خر است که تعدادی کتاب بارش کرده باشند.» نتیجه و نکته اخلاقی آن با شما!!؟

برچسب: هرچه خداخواست همان میشود,هرچی خداخواست همان میشود, نویسنده: رضا حکیمی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 3:13

صفحه بندی